غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
284
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
بردار شدند . محاصرهء موصل سه ماه مدت گرفت و خليفه هيچ ظفر نيافت و نشنيد كه مردم شهر نيز دستخوش گرسنگى و ملالت و سستى شده باشند . اين بود كه به بغداد بازگشت . در سال 528 ميان خليفه مسترشد و اتابك زنگى صلح برقرار شد . در سال 529 خليفه مسترشد به جنگ سلطان مسعود رفت . جماعتى از امراى بزرگ نيز با او بودند . در دهم ماه رمضان جنگ آغاز شد . ميسرهء خليفه در نهان دل با سلطان مسعود داشت . ميان ميمنهء خليفه و ميسرهء سلطان نبردى خفيف دست داد . سپاه سلطان ، خليفه را در ميان گرفت . سپاه خليفه منهزم شد ولى خليفه در جاى خود ثابت ماند و به اسارت افتاد . او را به خيمهء سلطان مسعود بردند . سلطان بر او موكلان گماشت و كسانى كه به خدمت او قيام كنند . پس گفتگوها به وسيله رسولان آغاز شد و قرار صلح بر آن نهادند كه خليفه مالى بپردازد و ديگر باره به گردآوردن سپاه اقدام نكند و از خانهء خود پاى بيرون ننهد . هر دو جانب پذيرا آمدند . سلطان خليفه را بر اسب نشاند و فرمود تا در مقابلش غاشيه كشند و ديگر كارى نمانده بود جز آنكه به بغداد بازگردد . در اين حال خبر آوردند كه رسولى از سلطان سنجر رسيده است . مردم و سلطان مسعود به ديدار رسول سنجر رفتند . بعضى از موكلان كه بر خليفه گماشته بودند نيز به تماشا شدند . خيمهاى كه خليفه در آن بود از لشكرگاه جدا افتاده بود . در اين حال بيست و چهار تن از باطنيان بر او داخل شدند و كشتندش . بر پيكر او بيش از بيست زخم بود . سپس مثلهاش كردند و بينى و گوشهايش را بريدند و عريان رهايش كردند . كشته شدن خليفه در روز پنجشنبه هفدهم ذو القعده بود ، بر دروازه مراغه . خليفه به همان حال بماند تا مردم مراغه به خاكش سپردند . در آن هنگام چهل و سه سال از عمرش رفته بود . مدت خلافتش هفده سال و هفت ماه بود . الراشد باللّه منصور پسر المسترشد باللّه چون مسترشد كشته شد با پسرش ابو جعفر منصور بيعت كردند و او را الراشد باللّه لقب دادند . مسترشد در زمان حيات خود او را به وليعهدى برگزيده بود و برايش بيعت گرفته بود . در روز دوشنبهء سلخ ذو القعدهء سال 529 با او تجديد